لغت نامه دهخدا
( فرنگی مآب ) فرنگی مآب. [ ف َرَ م َ ] ( ص مرکب ) آنکه در رفتار و کردار خود شیوه فرنگیان پیش گیرد. کسی که به طرز فرنگی زندگی کند.
( فرنگی مآب ) فرنگی مآب. [ ف َرَ م َ ] ( ص مرکب ) آنکه در رفتار و کردار خود شیوه فرنگیان پیش گیرد. کسی که به طرز فرنگی زندگی کند.
( فرنگی مآب ) ( ~. مَ ) [ فر - ع. ] (ص مر. ) کسی که به آداب اروپاییان رفتار می کند، متجدد.
( فرنگی مآب ) آن که به آداب اروپاییان رفتار کند.
کسی که باداب اروپاییان عمل کند متجدد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا فرنگی قومی از مغرب زمین ثالث آمد در نزاع کفر و دین
💡 ز داغ اگر همه طاووسگلکنی چهگشاید که عشق چشم نبازد به لعبتان فرنگی
💡 یک گام درین مرحلهام قطع نگردید کز یاد نگاهت به فرنگی نرسیدم
💡 ننموده رخ ربودی دل ما به تیزچنگی به من شکستهخاطر چه نکردی ای فرنگی
💡 هلاکم کرده بی پروا فرنگی زاده ترسایی که گر دستش رسد یکباره خون ریزد مسیحا را
💡 من به یک بوسه بدان شوخ فرنگی به خشم گر میسّر شودم سلطنت روس و پروس