فرهنگستان زبان و ادب
{chromosomal} [زیست شناسی] مربوط به فام تن
{chromosomal} [زیست شناسی] مربوط به فام تن
💡 روز من، خسته تیره فام بود صبح بر چشم من حرام بود
💡 ز من محمد بافنده را سلام رسان که دوستیش به فام است و فام دوز منم
💡 حسن صدا از آن دهن غنچه فام تنگ چون معنی لطیف بود در کلام تنگ
💡 چه ایوان بود و چه روی دلارام به رنگ یکدگر هر دو وشی فام
💡 بدو گفت مادر که ای جان مام چه بودت که گشتی چنین زرد فام
💡 مگر ندیدی شد مشک اوهمه کافور همان بتی که به رخ داشت زلف عنبر فام