لغت نامه دهخدا
فاتحه فکرت. [ ت ِ ح َ / ح ِ ی ِ ف ِ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ابتدای سخن. ( برهان ):
فاتحه فکرت و ختم سخن
نام خدایست بر او ختم کن.نظامی.
فاتحه فکرت. [ ت ِ ح َ / ح ِ ی ِ ف ِ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ابتدای سخن. ( برهان ):
فاتحه فکرت و ختم سخن
نام خدایست بر او ختم کن.نظامی.
ابتدای سخن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو رو به برج شرف کرد آفتاب منیر دمید فاتحه فتح بر حصار اسیر
💡 خداى تبارك و تعالى فرمود: من سوره فاتحه الكتاب را بين خود و بنده ام تقسيمكرده ام.
💡 من از این فاتحه بستم لب خود باقی از او جو که درآکند به گوهر دهن فاتحه خوان را
💡 شـما تنها كشورى هستيد در دنيا كه فاتحه هر دو ابرقدرت را خوانديد و دست هر دو راكوتاه كرديد
💡 سرخورده بشوند. از دولت و خيال كنند كه دولت دارد براى خودش يك كارهائى انجام مىدهد و براى ما نيست و چطور، آنوقت هست كه شما هر كدامتان خداى نخواسته از بين برويد،يك كسى برايتان فاتحه نمى خواند.
💡 4 بدان دليل كه او شريك قرآن است، در آن چيزهايى است كه به آن حضرت عطا شدهاست، از آن جمله: سوره فاتحه، كه خود معادل قرآن و ويژگيهاى آن است و نيز ازويژگى بسم اللّه كه آغازگر سوره قرآن است.