غوردن پاشا
لغت نامه دهخدا
غوردن پاشا. [ غ ُ دُ ] ( اِخ ) تلفظی از گردن پاشا. رجوع به گردن پاشا شود.
جمله سازی با غوردن پاشا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال رودا جیسی کرکراد، قاسم پاشا اسپور، و تیم ملی فوتبال سوریه اشاره کرد.
💡 از پیروزیهای بزرگ وی میتوان به شکست محمود درامالی پاشا فرمانده عثمانی در نبرد دروناکیا (۱۸۲۲) اشاره کرد.
💡 آنها میخواستند محل تلاقی دانوب و دراوا، در نزدیکی اوسییک را که محلی استراتژیک بود حفظ کنند ولی دیگر دیر شده بود و ارتش سلیمان به فرماندهی ابراهیم پاشا از دراوا رد شده و به سمت موهاچ در حرکت بود.
💡 بهاءالله که آن زمان زندانی حکومت عثمانی بود نامههایی در طی سالهای ۱۲۴۷ و ۱۲۴۸ شمسی برابر با ۱۸۶۸ و ۱۸۶۹ میلادی به عالی پاشا (صدراعظم) و فؤاد پاشا (وزیر امور خارجه) نوشت.
💡 خلاصه قسمت ۸: نوری به بانک میرود و بانک میگوید باید با دختر پاشا خداپرست ازدواج کنین و پول را به ایشون بازگردانید.
💡 پاشا (به ترکی استانبولی: paşa) یک مقام بالا در سیستم سیاسی امپراتوری عثمانی بودهاست که معمولاً به فرمانداران، تیمسارها یا دیگر اشخاص بزرگ داده میشد.