لغت نامه دهخدا
( غنیمت آوردن ) غنیمت آوردن. [ غ َ م َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) آوردن اموالی که به غنیمت گرفته شده است. آوردن غنیمت. غنیمت گرفتن. رجوع به غنیمت و غَنیمة شود.
( غنیمت آوردن ) غنیمت آوردن. [ غ َ م َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) آوردن اموالی که به غنیمت گرفته شده است. آوردن غنیمت. غنیمت گرفتن. رجوع به غنیمت و غَنیمة شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دور ساغر را غنیمت دان که نقاش ازل کرده مبهم سر این نه گردش پرگار را
💡 دم غنیمت بود ای دوست در این دم زیرا آنچه از عمر ز کف رفت دگر ناید باز
💡 تو ای کز جام وصلش جرعهای داری، غنیمت دان خوش آن روزی که این دولت میسر بود ما را هم
💡 پیشروی مداوم و فقدان نیروهای امنیتی در اراضی پشت خط مقدم، محافظت از مواد غذایی و نفت غنیمتگرفتهشده را برای آلمانیها «غیرممکن» و غارت آنها توسط دشمن را «غیرقابل جلوگیری» کرده بود.
💡 حداقل یک تانک غنیمت گرفته شده پانزر ۴ مدل ها توسط نیروهای لهستانی در سال ۱۹۴۴ در ایتالیا مورد استفاده قرار گرفت.