غنچه ٔ تریاک

لغت نامه دهخدا

غنچه تریاک. [ غ ُ چ َ / چ ِ ی ِ ت َرْ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) غنچه گل کوکنار. رجوع به کوکنار و تریاک شود.

جمله سازی با غنچه ٔ تریاک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز از شاه ایران ز کس باک نه زمانه جز از نوش و تریاک نه

💡 ز نوشداروی وصلم به جان رسان ورنی چو جان رسید به لب حاصلم چه از تریاک

💡 پزشک دیگر کمال الدین بود که از نظر درمان‌شناسی شهرت داشت و رسالهٔ تریاک را نوشت.

💡 بی‌رخصت ما نشئه به مستان ندهد می ظلمست که فرمانبر تریاک نشینیم

💡 محبت کرد از بس تلخ بر من زندگانی را اگر زهرم نمی‌داد آسمان، تریاک می‌خوردم!

💡 مصرف بیش از حد تجویز به شدت اعتیاد آورتر از تریاک می‌باشد.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز