لغت نامه دهخدا
غزن قفلی. [ غ َ زَ ق ُ ] ( اِ مرکب ) ( یا غزن قلفی ). در تداول عامه قلاّب فلزی که در حلقه ای داخل میشود و برای پیوستن کناره های متقابل لباس به کار میرود.
غزن قفلی. [ غ َ زَ ق ُ ] ( اِ مرکب ) ( یا غزن قلفی ). در تداول عامه قلاّب فلزی که در حلقه ای داخل میشود و برای پیوستن کناره های متقابل لباس به کار میرود.
( اسم ) چنگالی فلزی که در حلقه ای داخل شود و برای اتصال کناره های متقابل جامه به کار رود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در وسط هر دو لنگه، نام «علی» چهار بار به صورت خط بنایی به صورت مربع درآمده است. در قسمت پایین در، قفلی به صورت آویز قرار دارد.
💡 از راحت و دردش نکشم خویش، و ندزدم قفلی دهدم حکم حق، و گاه کلیدی
💡 چودی (دستبند) دستبند پهنی است از جنس نقره یا طلا، که توسط قفلی باز و بسته میشود.
💡 چسان گردد تهی از عقد گوهر سینه دریا؟ که هر موج خطر قفلی است بر گنجینه دریا
💡 جود تو بی سؤال به سایل عطا کند قفلی که بی کلید شود باز، دست توست