جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الحال حوزه خوست ها؛ متشکل از سه واحد اداری (خوست، فرنگ، گذرگاه نور) میباشد که تمام این نواحی بنام واحد (خوست) یاد شده و ساکنین این شهرستان نیز بنام واحد (خوستی) مسمی هستند و دارای ارزشهای مشترکی میباشند.
💡 مكتوب جانفزاى تو آمد بسوى منبوسيدم و بر اين دل بريان نهادمشاز خوف آنكه آتش شوقم بسوزدشفى الحال بر دو ديده گريان نهادمشوز بيم آنكه اشك سر شكم بشويدشاز ديده بر گرفتم و بر جان نهادمشاز حافظ
💡 يعنى الحال كه چنگالهاى ما بر حسين بند شده در صدد نجات خود بر آمده وحال آنكه مَلْجاء و مَناصى از براى رهائى او نيست. پس در جواب عمر نوشت كه نامه تورسيد به مضمون آن رسيدم،پس الحال بر حسين عرض كن كه او و جميع اصحابش براىيزيد بيعت كنند تا من هم ببينم راءى خود را در باب او بر چه قرار خواهد گرفت والسّلام (124)
💡 حضرت فرمود: اضطراب مكن كه الحال علامت راستگوئى خود را به تو مى نمايم؛فرمود: اى ماهى ! ناگاه ماهى سر از دريا بيرون آورد مانند كوهى عظيم و مى گفت: لبيكلبيك اى ولى خدا!
💡 اين نكته نيز قابل ذكر است كه تعبير به عباده ( بندگانش ) هرگز منافاتى با طغيانآنها در صورت گسترش روزى ندارد، چرا كه اين تعبير در مورد بندگان خوب و بد ومتوسط الحال همه به كار مى رود، مانند قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوامن رحمة الله: (بگو اى بندگان من ! كه درباره خويش اسراف كرده ايد از رحمت خدانوميد نشويد).