لغت نامه دهخدا
غرق چشمه سیماب. [ غ َ ق ِ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ی ِ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از مغرور و فریفته شدن به دنیا و روزگار باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).
غرق چشمه سیماب. [ غ َ ق ِ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ی ِ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از مغرور و فریفته شدن به دنیا و روزگار باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشتاق دیدنت چکند چشمه حیات با آب خضر تشنه دیدار را چه بحث؟
💡 ندارد چشمه خورشید آبی کز آن چشمه تو بردی هر چه آبست
💡 بر عذار لیلی آن خال کبود چشمه خورشید را نیلوفرست
💡 جگر از برق تجلی شود ار چشمه نور آب آن را همه در جوی نظر بربندم
💡 در چشمه سار چشم زند دیدهٔ پدر صد جوی خون ز هجر گل روی خود گشاد
💡 چو دید آن چشمه آن ماه جهانتاب رخ خود دید چون مهتاب در آب