لغت نامه دهخدا
غربال بستن. [ غ ِ / غ َ ب َ ت َ ]( مص مرکب ) بستن غربال. غربال ساختن. غربال بافتن.
غربال بستن. [ غ ِ / غ َ ب َ ت َ ]( مص مرکب ) بستن غربال. غربال ساختن. غربال بافتن.
( مصدر ) بستن غربال غربال ساختن غربال بافتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاک دو جهان برُفت و صد باره ببیخت جز باد هوا بر سر غربال ندید
💡 کجا برابر دریای درفشان باشد ؟ کسی که خیره همی بیزد آب در غربال
💡 شرار کاغذ و آسودگی چه امکان است غبار صید به غربال میدهد دامم
💡 بی حاصلی است حاصل چشم تهی ز رزق از دانه گرد قسمت غربال می شود
💡 در دست خازنان تو ماند زر و گهر غربال را اگر به توان ساخت ظرف آب