لغت نامه دهخدا
عیر قبان. [ ع َ رِ ق َب ْ با ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حمار قبان. حمارالبیت. حمارالارض. هدبة. خرخدا. خرک خدا. خرخاکی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به خرخاکی و حمارقبان شود.
عیر قبان. [ ع َ رِ ق َب ْ با ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حمار قبان. حمارالبیت. حمارالارض. هدبة. خرخدا. خرک خدا. خرخاکی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به خرخاکی و حمارقبان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنعانی هندیجانی، عبدالحمید، تاریخ و جغرافیای سرزمینی کهن با تمدنی دیرینه، از ارجان تا قبان، هندیجان-ماهشهر-شادگان، شیراز: انتشارات نوید، ۱۳۸۱ خ. ص۳۹۴.