لغت نامه دهخدا
عیدهور. [ ع َ دَ ] ( ع ص ) شتر ماده شتاب رو. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ناقه سریع. ( از اقرب الموارد ).
عیدهور. [ ع َ دَ ] ( ع ص ) شتر ماده شتاب رو. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ناقه سریع. ( از اقرب الموارد ).
شتر ماده شتاب رو ناقه سریع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وانگه از پیرایهٔ عدل تو تا عید دگر گردن و گوش جهان پر لؤلؤ منثور باد
💡 شب قدر بی قراران سر زلف یار باشد مه عید نیکبختان رخ آن نگار باشد
💡 ای مژدهٔ دیدار تو چون عید مبارک فردوس به چشمی که ترا دید مبارک
💡 چشم بد زمانه به اقبال شه بدوخت هر تیر خرمی بجست از گشاد عید
💡 بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت سر چغا در سال ۱۳۸۵ برابر با ۵۴ نفر بودهاست که از این میان ۲۴ نفر مرد و بقیه زن بودهاند. این روستا ۱۶ خانوار دارد و در ایام خاص مانند عید نوروز و تابستان برجمعیتاش افزوده میشود.
💡 مژده که میلاد شاه عرش مکان است عید پیمبر شه زمین و زمان است