عمر رازی

لغت نامه دهخدا

عمر رازی. [ ع ُ م َ رِ ] ( اِخ ) والد امام فخرالدین رازی. ملقب به ضیاءالدین. رجوع به ضیاءالدین ( عمر... ) شود.
عمر رازی. [ ع ُ م َ رِ ] ( اِخ ) ابن احمدبن ابی بکر رازی شافعی. فقیه بود و تا سال 707 هَ.ق. در قید حیات بوده است. او راست: جامعالفتاوی فی اقوال الائمة الاربعة. ( از معجم المؤلفین ج 7 ص 273 ).

فرهنگ فارسی

ابن احمد بن ابی بکر رازی شافعی فقیه بود و در سال ۷٠۷ قمری در قید حیات بوده است

جمله سازی با عمر رازی

💡 به نزد شکر رازی است کز جهان آن را شکر همی نکند جز به سوی کام انهی

💡 رازی رانم ترا به کس بر مسرای گر بایدت آبرو فضیلت مدرای

💡 با دل گفتم که با تو رازی دارم با حضرت دوست من نیازی دارم

💡 هست رازی ازلی در دل شیراز نهان خرّم آن روز که من بر سر آن راز رسم

💡 رؤسای دانشگاه رازی از بدو تأسیس تاکنون به شرح زیر بوده‌اند:

قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز