💡 ماتیلدا یک محکوم سابق است که در سال ۱۹۵۵ در یکی از برجستهترین باشگاههای شبانهٔ استانبول کار میکند. ماتیلدا تلاش میکند تا رابطهٔ خوبی با دخترش برقرار کند تا او را از یکی از افراد دردسرساز اهل پرا دور کند. ماتیلدا همچنین تلاش میکند تا در برابر اورهان، رئیس او، چلبی، مدیر باشگاه شبانه و سلیم، هنرمند بایستد.
💡 چلبی قرنها قبل، سفر خود را از استانبول با نوشتن خصوصیات این شهر شامل ساختمانها، بازارها، رسوم و فرهنگ آن آغاز کرد. چلبی به تمام آناتولی، خاورمیانه، قفقاز، سودان، صحرای عرب تا شمال حبشه، روم اروپایی، آلبانی، رومانی، مجارستان، وین، آلمان، هلند، بوسنی هرزگوین، جنوب روسیه، تمامی سرزمینهای عرب و بخشهایی از ایران از جمله تبریز و شهرهای اطراف آن سفر کرد.
💡 در دانشنامهٔ اسلامی، در پایان نتیجهگیری میشود که با توجه بهمنابع ارمنی که نام شهر را در سده پنجم (بلکه چهارم) میلادی، «تورژ» دانستهاند و اینکه بهفارسی هم تورز تلفظ کردهاند و با توجه بهمعنای متداول فارسی «تبریز» و «تبپنهانکن» و بهقول اولیای چلبی «سِتْمه دوکوجو» (ستمه: تب، دوکوجو: ریزنده) است و احتمالاً نام تبریز، «پنهانکنندهٔ تف و گرما» و با «جنبشهای آتشفشانی کوه سهند مرتبط بودهاست.