علی نسفی
لغت نامه دهخدا
علی نسفی. [ ع َ ی ِ ن َ س َ ] ( اِخ ) ابن محمدبن علی بن ابی بکربن علی نسفی بیکندی. او راست: شرح قسمت سوم از مفتاح العلوم سکاکی، که در سال 719 هَ. ق. از تألیف آن فراغت یافت. ( از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 1767 ).
فرهنگ فارسی
ابن احمد نسوی مکنی به ابوالحسن ریاضیدان و منطقی و از اهالی نسا در خراسان بود و تا حدود سال ۴۲۱ قمری میزیست
جمله سازی با علی نسفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طرز بیان نسفی در این کتاب به گونهای است که در برخی سخنان وی میتوان رنگ تعلیم شیعه را در مسئلهٔ اجتهاد و تقلید شناسایی کرد. آنچه را بعضی مشایخ قدما در باب عدم اختلاف واقعی جوهر ادیان گفتهاند شاید بتوان گفت در بیان وی به نوعی آیین طبیعی، شبیه به آنچه بعضی حکمای عصر روشنگری اروپا گفتهاند، منتهی میشود.
💡 عزیز الدین نسفی میفرماید: «صوفیه سه چیز را بهغایت اعتبار کنند: اول جذب؛ دوم سلوک؛ و سوم عروج.
💡 61. «عزیز نسفی و آثار او»، کتاب ماه (ادبیّات و فلسفه)، تهران، 1378، شمـ 28.
💡 آثار علمی و فلسفی که توسط علی نسفی نوشته شدهاند، همچنان برای پژوهشگران و دانشجویان علوم انسانی در دانشگاههای مختلف جهان بسیار ارزشمند هستند.
💡 در خلال بررسی متون کلاسیک، نام علی نسفی به عنوان یکی از اندیشمندانی که در زمینه الهیات فعالیت میکردند، مکرراً به چشم میخورد.
💡 بسیاری از محققان معتقدند که نظرات علی نسفی در مورد مسائل اجتماعی و مذهبی، تأثیرات عمیقی بر تفکرات نسلهای بعدی از دانشمندان گذاشته است.