لغت نامه دهخدا
علی مطوق. [ ع َ ی ِ ؟ ] ( اِخ ) ابن ابی فتح کاتب. مشهور به مطوق. وی اخبار وزراء المقتدر عباسی و دیگران را جمعآوری کرده است. ( از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 30 ). و نیز رجوع به مطوق ( علی بن فتح... ) شود.
علی مطوق. [ ع َ ی ِ ؟ ] ( اِخ ) ابن ابی فتح کاتب. مشهور به مطوق. وی اخبار وزراء المقتدر عباسی و دیگران را جمعآوری کرده است. ( از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 30 ). و نیز رجوع به مطوق ( علی بن فتح... ) شود.
ابن ابی فتح کاتب مشهور به مطوق وی اخبار وزرائ المقتدر عباسی و دیگران را جمع آوری کرده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عیون اهل خرد از غبار توست مکحل رقاب خلق به طوق پرستش تو مطوق
💡 در بارگه بذلش بگریز زاستغنا از فقر مطوق شو پس برهمه سلطان باش
💡 ندانستم که هرگز تا بدین جای به هر کاری مطوق مردکی تو
💡 شد ز حساب فش سواد هویدار گردن این رخش تیز کام مطوق
💡 در میان این دو مرگ او زنده است این مطوق شکل جای خنده است
💡 گشت پدید از نقاب گیسوی ظلمت گردن این رخش تیز کام مطوق