علی فالی

لغت نامه دهخدا

علی فالی. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ابن احمدبن سلک فالی. مکنی به ابوالحسن و مشهور به مؤدب. وی از اهالی «قالة» بود که شهری در نزدیکی «ایدج » است آنگاه به بصره منتقل شد و نزد عمربن عبدالواحد هاشمی درس خواند سپس به بغداد رفت و در ذیقعده سال 448 هَ. ق. درگذشت و در مقبره جامع منصور دفن گردید. او را اشعاری است. ( از معجم الادباء چ مارگلیوث ج 5 ص 82 ).
علی فالی. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ابن احمدبن علی بن سلیمان فالی. مکنی به ابوالحسین. محدث و مؤدب بود ودر ذی حجه سال 448 هَ. ق. درگذشت. او راست: کتاب الاستقامة. ( از معجم المؤلفین از کشف الظنون ص 1389 و ایضاح المکنون ج 2 ص 266 و هدیة العارفین ج 1 ص 688 ).

جمله سازی با علی فالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به عشق میرد خسرو، چه طرفه فالی بود؟ ز غیب کاین سخن از هر دهن برون آمد

💡 همچو صبح آمد رسولت پیش من پس باز شد ظلمت اندیشه ها، زینحال فالی ناطق است

💡 دولت باقی و این عالم فانی، هیهات این نه فالی است که از بال هما بگشایند

💡 ۱۲- دیوان شعر آیت‌الله سید احمد فالی، (محقق) زبان: فارسی، سال چاپ: ۱۳۷۳

💡 چه بود فالی فرخنده تر از دیدن دوست چه بود روزی پیروزتر از روز وصال

💡 قربتی خواهم به قاتل کاستخوان سینه ام قرعه فالی به نام زخم ساطور افگند

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز