لغت نامه دهخدا
علی عصار. [ ع َ ی ِ ع َص ْ صا ] ( اِخ ) ابن شاهک عصار ضریر بیهقی. رجوع به علی بیهقی ( ابن شاهک... ) شود.
علی عصار. [ ع َ ی ِ ع َص ْ صا ] ( اِخ ) ابن شاهک عصار ضریر بیهقی. رجوع به علی بیهقی ( ابن شاهک... ) شود.
💡 عماد عصار خود مطالب خود را با نام های «ع. آشفته» و «ع. راصع» در مجله مینوشت.
💡 پیوسته کار تو جدل و جنگ با گداست بر آستان تو ناله کنان او عصار زنان
💡 روغنکشی، عصاری یا چربیگیری به فرایند جداسازی اسیدهای چرب از هر چیز گفته میشود.
💡 معایبی که در اشعار خواجه عصار است نوشته آن همگی در درون دیوانهاست
💡 همچنین اولین ماشین قدیمی که عصاری میباشد در زمان اسکندر به ایران آمدهاست و مخترع آن را ارسطو میدانند.