علی سوسی

لغت نامه دهخدا

علی سوسی. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ )مکنی به ابوالحسن. مورخ بود و در سال 1364 هَ. ق. درگذشت. او راست: أخبار الحاج حسن الاضرانی. ( از معجم المؤلفین از دلیل مورخ المغرب ابن سودة ص 210 ).
علی سوسی. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ابن عبدالرحمان خزاز سوسی ( شوشی ). مکنی به ابوالعلاء. رجوع به علی خزاز شود.
علی سوسی. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ابن محمد ( فتحا ) سوسی سملالی. مکنی به ابوالحسن. متوفی درسال 1328 هَ. ق. او راست: طوالع الحسن و اتباع السنن بظهور رایة سیدنا و امیرنا مولانا الحسن. ( از معجم المؤلفین از دلیل مؤرخ المغرب ابن سودة ص 182 ).
علی سوسی. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ابن محمد سوسی فاسی. مکنی به ابوالحسن. عالم و ادیب بود و در نوزدهم جمادی الثانیه سال 1311 هَ. ق. درگذشت. او راست: 1- شرح الفیه ابن مالک، در نحو. 2- قصیده ای در مدح پیغمبر ( ص ). ( از معجم المؤلفین از سلوةالانفاس کتانی ج 3 ص 351 ).

جمله سازی با علی سوسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دفتر مرکزی سوسی ایر در جاوه غربی، اندونزی واقع شده‌است و به ۱۶۸ مقصد، پرواز مستقیم انجام می‌دهد.