لغت نامه دهخدا
علی سرهندی. [ ع َ ی ِ س َ هََ ] ( اِخ ) از شعرای هند در قرن یازدهم و دوازدهم هجری. رجوع به علی سهرندی شود.
علی سرهندی. [ ع َ ی ِ س َ هََ ] ( اِخ ) ابن ناصر علی سهرندی یا سرهندی، مشهور به عظیم. رجوع به علی عظیم شود.
علی سرهندی. [ ع َ ی ِ س َ هََ ] ( اِخ ) از شعرای هند در قرن یازدهم و دوازدهم هجری. رجوع به علی سهرندی شود.
علی سرهندی. [ ع َ ی ِ س َ هََ ] ( اِخ ) ابن ناصر علی سهرندی یا سرهندی، مشهور به عظیم. رجوع به علی عظیم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اواخر قرن شانزدهم میلادی، احمد سرهندی، روحانی مشهور اهل سنت (۱۵۶۴–۱۶۲۴ م)، رساله ای را تحت عنوان " رد روافض" نگاشته بود تا کشتار شیعیان توسط عبدالله خان ازبک در مشهد را توجیه کند. در این رساله او میگوید:
💡 آرای شیخ احمد سرهندی در مخالفت با عقیده ی وحدت وجود « ابن عربی »، مسیر عرفان را بین مسلمانان هند تغییر داد.
💡 سرهندی کوشید با فاصله گرفتن از عقاید توحيد وحدت وجودی، اتحاد صمیمانه ای بین تصوف و کلام پدید آورد.