محال و نشدنی
اصطلاحی است که به چیزی اشاره دارد که انجام آن غیرممکن و بسیار دشوار است. این کلمه برای بیان موقعیتها یا امور کاملاً بیاحتمال و ناممکن به کار میرود، مثلا "رسیدن به ماه در زمانهای قدیم محال و نشدنی بود."
مترادفها
غیرممکن، ناممکن، محال
متضادها
ممکن، شدنی، محتمل
جمله سازی با محال و نشدنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخی افراد تصور میکنند دستیابی به اهداف بزرگ در زندگی امری محال و نشدنی است، در حالی که با پشتکار میتوان به هر چیزی رسید.
💡 در آن زمان، رسیدن به قلههای بسیار بلند بدون تجهیزات مدرن، برای کوهنوردان امری کاملاً محال و نشدنی به نظر میرسید و بسیار دشوار بود.
💡 او سعی داشت با انجام کارهای غیرممکن، ثابت کند که آنچه دیگران محال و نشدنی میخوانند، تنها با تغییر نگرش و تلاش مداوم میسر میشود.