علی دیری

لغت نامه دهخدا

علی دیری. [ ع َ ی ِ دَ ] ( اِخ ) ابن احمدبن موسی بن محمد دیری جوبری دمشقی شافعی، ملقّب به علاءالدین و مکنّی به ابوالحسن. ادیب و شاعر بود و درسال 857 هَ. ق. در قریه شوبک از بلاد نابلس متولد شد و در 937 هَ. ق. درگذشت. ( از معجم المؤلفین بنقل از شذرات الذهب ج 2 ص 222. الکواکب السائرة ج 2 ص 200 ).

جمله سازی با علی دیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز دیری گه ترا ای چرخ گردان روانست آسیا برخون مردان

💡 خدایگانا تا کار ملک راست کنی بپاستادی و دیری ز پای ننشستی

💡 خمخانه افلاک تهی ساخته ماست دیری است که این میکده پرداخته ماست

💡 چون می گذرد زودی و دیری در عشق آن به که تو کم کنی دلیری در عشق

💡 که یک روز آن لشگر تیره رای به نزدیک دیری گرفتند جای

💡 همه یارست غیری نیست بنگر همه کعبه است دیری نیست بنگر

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز