لغت نامه دهخدا
علی برجی. [ ع َ ی ِ ب َ ] ( اِخ ) ابن محمد برجی جذامی. مقری بود از مردم «برجة» و آن شهری است در مغرب. ( از تاج العروس ) ( از منتهی الارب ).
علی برجی. [ ع َ ی ِ ب َ ] ( اِخ ) ابن محمد برجی جذامی. مقری بود از مردم «برجة» و آن شهری است در مغرب. ( از تاج العروس ) ( از منتهی الارب ).
ابن محمد برجی جذامی مقری بود از مردم برجه و آن شهری است در مغرب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برج ژونگیوان (چینی: 中原福塔) برجی است که در شهر ژنگژو، کشور چین قرار دارد. این برج ۳۸۸ متر ارتفاع دارد.
💡 درآب و گل این لطف تصور نتوان کرد از طارم چرخ آمده برجی به زمین است
💡 بهر مرزی نثاری نو بهر برجی بهاری نو هوا گشته نثار افشان زمین گشته گهرآگین
💡 برج پخش و تلویزیون لیائونینگ (چینی: 中原福塔) برجی است که در شهر شنیانگ، کشور چین قرار دارد. این برج ۳۰۵٫۵ متر ارتفاع دارد.
💡 بر کاخ کاخ افراخته بر برج برجی آخته در حجره حجره ساخته چون گلستان در گلستان
💡 شکل زورق گوییا برجی است آبی کاندرو دایمن باشد سعود ملک را با هم قرآن