عقاب پیشانی
لغت نامه دهخدا
عقاب پیشانی. [ ع ُ ] ( ص مرکب ) با پیشانی پهن و گشاده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
جمله سازی با عقاب پیشانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر درت پیشانی خجلت شفیع ما بس است سجدهای در بار ما گر نیست نم آوردهایم
💡 دیدن پیشانی واکرده ات هر صبحگاه چین جوهر از جبین وا می کند آیینه را
💡 به سر خاک تو رفتم، خطِ پاکش خواندم آه از این خط که نوشتند به پیشانی من
💡 هنگامه وصال نیرزد به داغ رشک پیشانی گشاده گل را به خار بخش
💡 تو آشکار شدی ناگهان وپنهان کرد زشرم روی تو گل درگیاه پیشانی
💡 فریاد من ز کاکل و پیشانی چو سیم افغان من ز قامت و بالای همچو ساج
💡 در مستندهای جدید حیات وحش، صحنههای بسیار زیبایی از زندگی و تلاش عقاب پیشانی برای ساخت لانه در ارتفاعات بسیار بلند نمایش داده شده است.
💡 عقاب پیشانی به عنوان نماد قدرت و آزادی در بسیاری از فرهنگها شناخته میشود و پرواز آن در آسمان بسیار مهیب و تاثیرگذار است.
💡 بسیاری از گردشگران به پارکهای ملی سفر میکنند تا شانس مشاهده پرواز و شکار عقاب پیشانی در محیط طبیعی و بکر خود را داشته باشند.