لغت نامه دهخدا
عقاب پیشانی. [ ع ُ ] ( ص مرکب ) با پیشانی پهن و گشاده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
عقاب پیشانی. [ ع ُ ] ( ص مرکب ) با پیشانی پهن و گشاده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
💡 بر درت پیشانی خجلت شفیع ما بس است سجدهای در بار ما گر نیست نم آوردهایم
💡 دیدن پیشانی واکرده ات هر صبحگاه چین جوهر از جبین وا می کند آیینه را
💡 به سر خاک تو رفتم، خطِ پاکش خواندم آه از این خط که نوشتند به پیشانی من
💡 هنگامه وصال نیرزد به داغ رشک پیشانی گشاده گل را به خار بخش
💡 تو آشکار شدی ناگهان وپنهان کرد زشرم روی تو گل درگیاه پیشانی
💡 فریاد من ز کاکل و پیشانی چو سیم افغان من ز قامت و بالای همچو ساج