فرهنگستان زبان و ادب
{essence} [عمومی] ماده ای دارای عطر یا طعم معمولاً خوش که از عصارۀ اندام های مختلف گیاهان به دست آید
{essence} [عمومی] ماده ای دارای عطر یا طعم معمولاً خوش که از عصارۀ اندام های مختلف گیاهان به دست آید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو مایه برند از کفش زرّ و سیم کفش کان سیمست یا کان زر
💡 که درگاه و بیگه کسی رابسوخت ببی مایه چیزی دلش برفروخت
💡 همین مایه بود و همین ساز بود سپاهی که با آن سرافراز بود
💡 هرکهرا مایه بود سر بفراخت از پی خویش تاج و تختی ساخت
💡 شود مایه بیغمی تلخکامی که یک چند چون باده جوشیده باشد