لغت نامه دهخدا
عصیان کده. [ ع ِص ْ ک َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) جای معصیت و گناهکاری. ( ناظم الاطباء ):
داده به عساکر شفاعت
عصیان کده ها همه به غارت.درویش واله هروی ( از آنندراج ).
عصیان کده. [ ع ِص ْ ک َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) جای معصیت و گناهکاری. ( ناظم الاطباء ):
داده به عساکر شفاعت
عصیان کده ها همه به غارت.درویش واله هروی ( از آنندراج ).
جای معصیت و گناهکاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو را نفس کلی، چو بشناسی او را، نگه دارد از جهل و عصیان و نسیان
💡 ز طاعتگه به عصیان دور میبود گهی پیدا گهی مستور میبود
💡 رحمت آن نیست که طاعت نکند عصیان را سیل یک لحظه غبار دل دریا باشد
💡 گرفتم آن که زبانم نوای عصیان زد کریم را نه که عفو گناه عادت و خوست
💡 دامن هر که بود پاک ز عصیان صائب چون سیاووش ز آتش به سلامت گذرد
💡 برق عطای کریم آمده چون جرم سوز خرمن عصیان به جد بایدم اندوختن