عسل البلادر

لغت نامه دهخدا

عسل البلادر. [ ع َ س َلُل ْ ب َ دُ ] ( ع اِ مرکب ) رطوبت سیاهی است که در جوف بلادر است. ( مخزن الادویة ). ماده لزجی که در درون بلادر است به رنگ خون. رجوع به عسل بلادر و بلادر شود.

فرهنگ فارسی

رطوبت سیاهی است که در جوف بلادر است ماده لزجی که در درون بلادر است برنگ خون

جمله سازی با عسل البلادر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیرین نکرده از عسل روزگار کام تا کی زمانه منج صفت خواهدش گزید

💡 کی کند ری چو زاهد ترش از تلخی عیش مرد عارف که بود غرقه دریای عسل

💡 زلبیای عسل این دم چه مرادی به از آن که در انگشت من خسته چو خاتم گردد

💡 شخصیت‌های اصلی کتاب در تاریخ ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ در برنامه زنده ماه عسل حضور پیدا کردند.

💡 اگر چه معده پر از قلیه است و نان و عسل مگو مگوی که رغبت مرا به حلوا نیست

💡 همچو زنبور عسل هستیم چون ما لاجرم هر غنی را نیش و هر بیچاره را نوشیم ما