لغت نامه دهخدا
عریضه نگار. [ ع َ ض َ / ض ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) عریضه نگارنده. آنکه عریضه نویسد. آنکه عرض حال نویسد.
عریضه نگار. [ ع َ ض َ / ض ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) عریضه نگارنده. آنکه عریضه نویسد. آنکه عرض حال نویسد.
عریضه نگارنده آنکه عریضه نویسد آنکه عرضحال نویسد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سقاخانهها در خود، فرهنگ تصویری ایرانی- اسلامی را جای دادهاند به صورتی که «در اغلب آنها میتوان از قدیمیترین پوسترها، وردها و دعاهای مذهبی، طلسمها، عریضهها و طومارها را یافت.»، در تهران، سقاخانه خدابنده لو تنها سقاخانه مصور تهران است که از دوره قاجاریه به جای ماندهاست، که از بینظیرترین آثار تاریخی شهر تهران بهشمار میرود.
💡 طبق آنچه شنیدهام این دختر جوان را شاه روزی در یک سفر رسمی حین خواندن عریضهای از طرف دانشجویان ایرانی دید، احتمالاً از او خوشش آمد، به زنی گرفتاش تا از این ازدواج سوم صاحب ولیعهدی شود.
💡 هکلوت مشوق اصلی ارسال عریضه به جیمز یکم در سال ۱۶۰۶ برای دریافت مجوز از سوی کمپانی ویرجینیا برای اسکان مهاجران در منطقه ویرجینیای آمریکا بود.