لغت نامه دهخدا
عرقله اعور. [ ع َ ق َ ل َ ی ِ اَع ْ وَ ] ( اِخ ) حسان بن نمیربن عجل کلبی. ندیم صلاح الدین ایوبی. رجوع به حسان ( ابن نمیر... ) شود.
عرقله اعور. [ ع َ ق َ ل َ ی ِ اَع ْ وَ ] ( اِخ ) حسان بن نمیربن عجل کلبی. ندیم صلاح الدین ایوبی. رجوع به حسان ( ابن نمیر... ) شود.
حسان بن نمیر بن عجل کلبی ندیم صلاح الدین ایوبی
💡 ابوموسى اشعرى بعد از اعلام راءى حكميت تازه متوجه شد كه ملعبه دست هوس عمر و عاصبوده است. بعد از اين واقعه حضرت امير (عليه السلام ) در قنوت نماز خود ابوموسىاشعرى را لعن مى كرد. على (عليه السلام ) در نماز اين گونه آنها را لعن مى كرد:بارالها! اولا معاويه ثانيا عمر و ثالثا ابو اعور سلمى اشعرى را لعن نما.(977)
💡 نسب شريفش منتهى ميشود به (حارث اعور همدانى ) كه از اصحاب و دوستان اميرالمؤمنين (ع ) است و مخاطب بخاطب: (( يا حارهمدان من يمت يرنى )) است و در تاريخ وفات(شيخ بهائى ) اشعار عربى و فارسى گفته شده از جمله:
💡 928- معنى ارادت و دوست داشتن امام صادق (عليه السلام ) فرمود: روزى حارث اعور به اميرالمؤ منين (عليه السلام )عرض كرد:يا اميرالمؤ منين (عليه السلام ) بخدا سوگند كه من شما را دوست مى دارم.حضرت به او فرمود: اى حارث حال كه مرا دوست مى دارى پس با من دشمنى مكن و با منبازى مكن و مرا آزمايش مكن و با من شوخى و مرا پست و كوچك نكن و مرا از مقام خودم بالاترمبر.(1097)
💡 حارث اعور مى گويد: اميرالمؤ منين از فرزندش امام حسن (عليه السلام ) پرسيد: پسرممروت چيست ؟ امام حسن (عليه السلام ) پاسخ داد: پارسايى و اصلاحمال و در روايتى ديگر حسن بن جهم مى گويد: امام رضا (عليه السلام ) روايت نمود كهاميرالمؤ منين (عليه السلام ) روايت نمود كه اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: جز درازگوش موجود ديگرى رد احسان و نيكى نمى كند.
💡 حارث اعور كه از دوستداران امام على عليه السلام بود به خدمت آن حضرت رسيدو عرض كرد: يا امير المؤ منين ! دوست دارم مرا مورد اكرام و عنايت خود قرار دهى و درمنزل من ميهمان شوى و غذا بخورى.