عرعر بری

لغت نامه دهخدا

عرعر بری. [ ع َ ع َ رِ ب َرْ ری ی ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) قسم کوچک شربین است. ( تحفه حکیم مؤمن ).

جمله سازی با عرعر بری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سر خود پیش فکنده چو گنه کار تو عرعر که خطا کرد و گمان برد که بالای تو دارد

💡 ز شادی باد پیوسته رخ تو سرخ چون لاله ز دولت باد همواره سر تو سبز چون عرعر

💡 عكرمه (پسر ابوجهل ) گفت: والله، من بيزارم از شنيدن صداىبلال كه عرعر كند روى بام كعبه.

💡 مرغان چمن را همه سودا به سر افتاد سرو و سمن و یاسمن و عرعر و شمشاد

💡 دریغ روی تو از فرو نور چون خورشید دریغ قدر تو در برزو زیب چون عرعر

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ردا یعنی چه؟
ردا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز