لغت نامه دهخدا
عاجز سرابی. [ ج ِ زِ س َ ] ( اِخ ) شاعری است و دیوان او به چاپ رسیده است. رجوع به دانشمندان آذربایجان و نگارستان و الذریعه ج 9 ص 662 شود.
عاجز سرابی. [ ج ِ زِ س َ ] ( اِخ ) شاعری است و دیوان او به چاپ رسیده است. رجوع به دانشمندان آذربایجان و نگارستان و الذریعه ج 9 ص 662 شود.
شاعری است و دیوان او بچاپ رسیده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اینکه عالم را وجود آبروئی می نهی در بیابان عدم عالم سرابی بیش نیست
💡 بیوصل تو دو کون، سرابی است پیش ما در پیش ما چه آب بود خود سراب را؟
💡 در بیابان عدم عالم سرابی بیش نیست تشنگان را بهر سود اندر زیان انداخته
💡 شماره ۴: سروان غلامعباس رضایی خسروی / ستوان۱ محمدعلی اکبرپور سرابی
💡 عسل طبیعی سراب که محصول زنبورداران سرابی در بهار و تابستان در مناطق سرسبز شهر سراب یکی از مهمترین سوغات سراب است.
💡 سر آبی نه سرابی طلب از خویش سر آبی که بیابی ز سرابت سر آیی و سرابی