لغت نامه دهخدا
طیب سای. ( نف مرکب، اِ مرکب ) سنگی که بدان عطریات از قبیل مشک و غالیه وغیر آن سایند: قسطناس؛ سنگ طیب سای. ( منتهی الارب ).
طیب سای. ( نف مرکب، اِ مرکب ) سنگی که بدان عطریات از قبیل مشک و غالیه وغیر آن سایند: قسطناس؛ سنگ طیب سای. ( منتهی الارب ).
سنگی که بدان عطریات از قبیل مشک و غالیه و غیر آن سایند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طیب در سنین جوانی بارها به دلیل درگیری به زندان افتاد که در برخی موارد دوران محکومیت را به صورت کامل نگذراند. از سوابق محکومیتهای او میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
💡 از بوی تو شد جان و دلم زنده جاوید با نکهت طیب تو چه جای دم عیسیست
💡 رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، اعلام کرد که عامل انفجار کودکی ۱۲ یا ۱۴ ساله بوده است.
💡 دهستان طیبی گرمسیری شمالی، یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان لنده در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است. مرکز این دهستان، شهر لنده است.