لغت نامه دهخدا
طورغولیطر. [ ] ( معرب، اِ ) بسریانی و یا رومی مرد ابیض است. ( فهرست مخزن الادویه ).
طورغولیطر. [ ] ( معرب، اِ ) بسریانی و یا رومی مرد ابیض است. ( فهرست مخزن الادویه ).
بسریانی و یا رومی مرد ابیض است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به کوه طور، تجلی نمود چون روشن کلیم یافت رهایی، زتیه حیرانی
💡 گرچه طور رندی و بدنامی از حد میبرم کافرم گر شمهای از حال خود بد میبرم
💡 سبزه نبود بر لبش اندر کمال عاشقان مرشد طور محبت خط ارشاد آورد!
💡 ز بی عشقی بهار زندگی دامن کشید از من وگرنه همچو نخل طور آتش می چکید از من
💡 کردند آشکارا معجز به عالم اندر عیسی به بیت مَقدِس موسی به طور سینا
💡 موسی وادی عشقیم که تا طور وصال همه جا با مدد شعله آه آمدهایم