لغت نامه دهخدا
طهماسب قلیخان. [ طَ ق ُ ] ( اِخ ) ( طهماسبقلی جلایر ) سردار کابل که در قیام مردم سیستان بر ضد نادر با علی قلی خان برادرزاده نادرشاه همدست شد و سر از فرمان نادر باززد. رجوع به مجمل التواریخ گلستانه ص 10 شود.
طهماسب قلیخان. [ طَ ق ُ ] ( اِخ ) ( طهماسبقلی جلایر ) سردار کابل که در قیام مردم سیستان بر ضد نادر با علی قلی خان برادرزاده نادرشاه همدست شد و سر از فرمان نادر باززد. رجوع به مجمل التواریخ گلستانه ص 10 شود.
سردار کابل که در قیام مردم سیستان بر ضد نادر با علی قلی خان برادر زاده نادرشاه همدست شد و سر از فرمان نادر باز زد.
💡 سلیمان میرزا (۱۵۵۴ _۱۵۷۶ میلادی) چهارمین پسر شاه طهماسب یکم از یک زن چرکس تبار به نام سلطانآغا بیگم بود.
💡 شاه طهماسب در تربیت خان احمدخان کوشید. خان احمد بسیار زود زمام امور منطقهٔ خود را بهطور مستقل در اختیار گرفت. او در آغاز جوانی با تیتی خانم دختر چپک ازدواج کرد و صاحب پسری شد که شاه طهماسب نام حسن را بر او نهاد و او را فرزند خود خطاب کرد.
💡 تازهکند طهماسب یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان بزکش بخش مرکزی شهرستان اهر واقع شدهاست.این روستا ۲۰۶ نفر جمعیت دارد.
💡 گنبد طلاکاری شده در عصر سلطان محمد و منارههای طلاکاری شده در روزگار غزنویان، در دوران شاه طهماسب اول به مرمت نیاز داشتند و به دستور شاه مرمت صورت پذیرفت. بعد از ساخت نمای طلایی گنبد بهدست شاه تهماسب یکم، این سازه توسط دو نفر از جانشینان او یعنی شاه عباس یکم و شاه سلیمان یکم تعمیر شده و کتیبههایی به آن افزوده شد.