طبقه ٔ حاکمه

لغت نامه دهخدا

طبقه حاکمه. [ طَ ب َ ق َ / ق ِی ِ ک ِ م َ / م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) در تداول امروز، بر خاندانها و گروهی اطلاق میشود که دستگاه دولت و مجلسین را اداره میکنند یا در آنها نفوذ دارند.

فرهنگ فارسی

در تداول امروز بر خاندانها و گروهی اطلاق میشود که دستگاه دولت و مجلسین را اداره میکنند یا در آنها نفوذ دارند.

جمله سازی با طبقه ٔ حاکمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واقعه مزبور که منعکس کننده مشکلات ایران در زمان جنگ جهانی دوّم و حضور و دخالت متفقین در ایران بود، باعث نگرانی و وحشت هیئت حاکمه شد. شورش نان بعد از تبعید رضا شاه از ایران که نیروهای انگلیس و شوروی در ایران بودند، روی داد.

💡 خانواده خواجه‌نوری با بسیاری از خانواده‌های اشرافی دوره قاجار بستگی فامیلی داشت و به گروهی از طبقهٔ حاکمه متعلق بود که پیش از انقلاب اسلامی از سوی مخالفان حکومت سلطنتی، «هزار فامیل» نامیده می‌شد.

💡 مدارس خصوصی انگلیس درنیمه دوم قرن نوزدهم تأثیر و نفوذ زیادی بر بسیاری از ورزش‌ها داشت. این مدارس به شکل‌گیری قوانین کمک کردند و تأثیر فوق‌العاده زیادی بر هیئت‌های حاکمه این ورزش‌ها داشتند.

💡 موضع مشخص و قاطع «فدائیان اسلام» در برابر رضاخان و پسرش محمدرضا (به‌شهادت صفحات داخل همین کتاب) و دیگر دشمنان میهن عزیز ما و اقدامات قهرآمیز آنان در مبارز با طبقه حاکمه خائن، مسئله نیست که دوست یا دشمن بتواند منکر آن شود.