لغت نامه دهخدا
طاق کحلی. [ ق ِ ک ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) به معنی طاق فیروزه رنگ است که کنایه از آسمان باشد. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ). و رجوع به مجموعه مترادفات ص 10 شود.
طاق کحلی. [ ق ِ ک ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) به معنی طاق فیروزه رنگ است که کنایه از آسمان باشد. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ). و رجوع به مجموعه مترادفات ص 10 شود.
بمعنی طاق فیروزه رنگ است که کنایه از آسمان باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو دیبای کحلی کزان خوبتر یکی دیبه در هیچ بازار نیست
💡 جامه کحلی کن تو ای کعبه به بر غرق اشک دیده کن حجر و حجر
💡 هزار اطلس کحلی بنفشه وار دریدی که پر و بال مریدی و جان جان مرادی
💡 از خون مخواه خلعت لعلی لباس خویش وز غم مساز کسوت کحلی شعار ما
💡 غبار خیل تو چون بر سپهر کحلی شد ستارگان همه گفتند: چشممان روشن
💡 ای که خاک کف پایت فلک کحلی را نیل پیشانی مهر و مه کحل بصرست