لغت نامه دهخدا
صندوقچه سر. [ ص َ چ َ / چ ِ ی ِ س ِرر ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رازدار. کسی که سِرّ مردمان نگاه دارد. کسی که راز مردمان افشا نکند. رجوع به صندوق سِرّ و صندوق شود.
صندوقچه سر. [ ص َ چ َ / چ ِ ی ِ س ِرر ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رازدار. کسی که سِرّ مردمان نگاه دارد. کسی که راز مردمان افشا نکند. رجوع به صندوق سِرّ و صندوق شود.
راز دار
💡 86- يعنى: از صندوقچه عود (چوب خوشبو) لذت نمى يابد، مگر آنكه كه پاره اىاز آن عود را بر آتش نهند تا مانند ماده عنبر، بوى خوش دهد، اگر مى خواهى بزرگباشى، دست بخشش بگشا، زيرا نهال بزرگى جز از بذر كرم و سخاوت نرويد.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به افسانههای فردا، انگیزه، کشتن، ماجراهای مرداک، دروازه ستارگان اسجی-۱، واژه ال، فرشته تاریکی، پروندههای ایکس، پلیس کودکستان ۲، صندوقچه حقیقت و صدای سفید اشاره نمود.
💡 هیق یکی از روستا های دهستان خانمرود است که در نزدیکی این روستا دو گورستان وجود دارد که یکی اسلامی بوده و دارای صندوقچه ها و قوچ های سنگی هستند و گورستان دیگر دارای قبور بسیار قدیمی و غیر اسلامی هستند که قطعه سنگ های روی آنها وجود دارد و در بین عوام به (گوور قبری) معروف هستند.
💡 فرزندم، چرا كلام پروردگار را به پيرايه هاى مى آراييد كه به سبب آنها از دسترسمردم دور شود و در صندوقچه ها قرار گيرد؟ اين دانه ها را جدا كرده، بفروشيد و بهاىآن را ميان دانشجويان و مردم تهيدست پخش كنيد.
💡 پس، امّ احمد آرامش خود را حفظ كرد؛ و آن گاه صندوقچه اى را به همراه دو هزار دينار آوردو تحويل امام رضا عليه السلام داد و گفت: پدرت، امام موسى كاظم عليه السلام اين هارا به عنوان وديعه نزد من نهاد و فرمود: