لغت نامه دهخدا
صندل ابیض. [ ص َ دَ ل ِ اَب ْ ی َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صندل سفید. طبیعت آن سرد بود در سوم، درد سر و خفقان گرم را نافع بود و نقرس ضعف معده را سود دارد... و مضر بود به حلق و آواز، و مصلحش نبات است و گلاب. ( از اختیارات بدیعی ).
صندل ابیض. [ ص َ دَ ل ِ اَب ْ ی َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صندل سفید. طبیعت آن سرد بود در سوم، درد سر و خفقان گرم را نافع بود و نقرس ضعف معده را سود دارد... و مضر بود به حلق و آواز، و مصلحش نبات است و گلاب. ( از اختیارات بدیعی ).
صندل سفید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دردسر کم بود تا تدبیر صندل محو بود صنعت بالین و بستر خلق را بیمارکرد
💡 روز ۵ نوامبر (۲۶ آذر) به عنوان روز جهانی صندلی اعلام شده است.
💡 قبول سجده بت نیست در لوح جبین من چرا طغرای صندل از کنشتم آرزو باشد؟
💡 بگفتمش صنما مار زلف مشکینت چه پیچد این همه بر آن رخان صندل سار
💡 میگریزد خوابم از جایی که مخمل میبرند دردسر میگیردم تا نام صندل میبرند
💡 مُردم و آسوده از دردسر عالم شدم تختهٔ تابوت پنداری ز چوب صندل است