فرهنگستان زبان و ادب
{shell midden, shell mound} [باستان شناسی] توده ای از پوستۀ خارجی صدف ها که به مرورِزمان بر روی هم تلنبار شده اند
{shell midden, shell mound} [باستان شناسی] توده ای از پوستۀ خارجی صدف ها که به مرورِزمان بر روی هم تلنبار شده اند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلها همه خلوتکدهٔ جلوهٔ نازند از هر صدف آن گوهر یکدانه طلب کن
💡 ز اشک من جگر بحر آنچنان شد گرم که در دهان صدف گوهر آب میگردد
💡 صدف گوهر اسرار نهان گوش من است چشمه بحر معانی قدح هوش من است
💡 چون سر برآوریم ز دریا، که چون صدف گوهر به آبروی برابر گرفتهایم
💡 چون ابر بهار آنچه ازین بحر گرفتیم در جیب صدف پاک فشاندیم و گذشتیم