لغت نامه دهخدا
صحن دورنگ. [ ص َ ن ِ دُ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از دنیا و عالم سفلی است. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ). زمانه.
صحن دورنگ. [ ص َ ن ِ دُ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از دنیا و عالم سفلی است. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ). زمانه.
از دنیا و عالم سفلی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بکوی دوست دورنگی روز وشب نبود زکوی تو نیم ار شام (و)ار سحر دانم
💡 وفاداری بر پرویز ننگ است بود یک رنگ با هرکس دورنگ است
💡 جهان را نیست کاری جز دورنگی گَهی رومی نماید، گاه زنگی
💡 مدار چشم مروت ز آسمان دورنگ مخور فریب وفا زین ستمگر غدار
💡 برنمیدارد دورنگی طینت روشندلان در رگموجش همانآب است رنگ خون آب
💡 این فلک قبا دورنگ ازسر حیله برکشید از تن عافیت برون پیرهنم، دریغ من