صبر گزیدن

مترادف‌ها

شکیبایی کردن، تحمل کردن، صبور بودن

متضادها

بی‌صبری، شتاب

لغت نامه دهخدا

صبر گزیدن. [ ص َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب )صبر پیشه ساختن. شکیبائی کردن. اعتصاب:
ای تن آرام گیر و صبر گزین
که هر امروز را ز پس فرداست.مسعودسعد.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) شکیبایی کردن صبر پیشه ساختن

جمله سازی با صبر گزیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بباید دلبری زیبا گزیدن درو دیدن، جهان یکسر ندیدن

💡 که از عشق لب و دندان ایشان به دندان لب همی باید گزیدن

💡 چو بر وفق قضا آمد چه حاصل سرانگشت پشیمانی گزیدن

💡 عقلی که خلاف تو گزیدن نتوان دینی که ز عهد تو بریدن نتوان

💡 چون نیست کمال از سخنان تو گزین تر کس را به سخن بر تو گزیدن که تواند

💡 ز هجران بتر روزگاری نباشد چه باید گزیدن بتر روزگاری

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران