لغت نامه دهخدا
( صاعقه آسا ) صاعقه آسا. [ ع ِ ق َ / ق ِ ] ( ص مرکب ) صاعقه مانند. شبیه به صاعقه در تندی و سرعت.
( صاعقه آسا ) صاعقه آسا. [ ع ِ ق َ / ق ِ ] ( ص مرکب ) صاعقه مانند. شبیه به صاعقه در تندی و سرعت.
( صاعقه آسا ) صاعقه مانند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قوم شعيب نيز با صاعقه اى مرگبار كه از ابرى بر سر آنها فرود آمد و به اين ترتيبآب و بـاد و خـاك و آتـش كـه وسـائل اصـلى زنـدگـى انـسـان راتـشـكـيـل مـى دهـنـد مـامـور مـرگ آنـهـا شدند، و چنان طومار عمر اين سركشان ياغى را در همنورديدند كه اثرى از آنها باقى نماند.
💡 از تف شمشیر او جزویست اصل صاعقه وز دم بدخواه او بهریست باد زمهریر
💡 چهارم: شناخت اسباب و علل پيدايش پديده هاى آسمانى و زمينىمثل رعد و برق و صاعقه و باران و برف و زلزله و نظير اينها كه آن را((علم آثار علوى))مى گويند.
💡 سپهر را بشکافد ز هم تجلی نورت چنانکه صخرهٔ صمّا شود ز صاعقه منشق
💡 پيشرفت سريع اسلام همچون برق آسمانى چشم آنها را خيره كرده بود و آيات قرآن كهپرده از رازهاى نهانيشان بر مى داشت همچون صاعقه ها آنها را هدف قرار مى داد، هر دماحتمال مى دادند آيه اى نازل گردد و پرده از رازهاى ديگرى بر دارد و رسواتر شوند.
💡 آتشین صاعقهام بر سر سودایی زد دختر این چکمهٔ برقی که تو در پا داری