لغت نامه دهخدا
شیوربالا. [ شی وَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش قره آغاج شهرستان مراغه. سکنه آن 136 تن. آب از چشمه. صنایعدستی جاجیم بافی. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
شیوربالا. [ شی وَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش قره آغاج شهرستان مراغه. سکنه آن 136 تن. آب از چشمه. صنایعدستی جاجیم بافی. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنها یک سال بعد با هم آشتی میکنند، زیرا کارول شیوری را از دست دوستش النا نجات میدهد که به شکلی غمانگیز با ویروس ینگلی آلوده شده بود. اگرچه از ابتدا شیوری، کارول را به خاطر نمیآورد، اما کارول شیوری را به جا آورده و از این کاری برای محافظت از او و ابراز علاقه و عشق نسبت به وی فروگذار نمیکند. اگرچه شیوری در ابتدا نسبت به کارول احساس ناراحتی و دستپاچگی دارد، اما به سرعت احساسات وی به حالت عادی بازمیگردند. اما، به زودی هر دو در مییابند که عشق عمیق بین آن دو یک موضوع صرفاً کوچک نیست؛ و این مسئله عاملی بزرگ برای نجات کل جهان میشود.
💡 جوبند یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان اوچهاچا بخش مرکزی شهرستان اهر واقع شدهاست.وجود کوه شیور در کنار این روستا منظره زیبایی را به روستای جوبنده بخشیده.