شیشه پیله

لغت نامه دهخدا

شیشه پیله. [ شی ش َ / ش ِ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع )شیشه و امثال آن. شیشه و جز آن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

شیشه و امثال آن شیشه و جز آن.

جمله سازی با شیشه پیله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو شیشه هرکه به آوازه می کند احسان گران به گوش خورد بانگ مغز پردازش

💡 ببند دست و می از شیشه در گلویم ریز که من به قول دف و چنگ نشکنم پرهیز

💡 حکم خرد به میکده جاری نمی شود اینجا ز محتسب نبود باک، شیشه را

💡 لب تر نکنم ز آب خضر تا می ناب است چون شیشه، مرا خانه تن وقف شراب است

💡 با آن که می از شیشه به پیمانه نکردی در بزم کسی نیست که دیوانه نکردی

💡 اشکم زدیده بر دل نازک ز بیم او تا واچکیده گرد کند شیشه ریزها

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز