شیء منفعل

فرهنگستان زبان و ادب

{passive object} [مهندسی نقشه برداری] شیئی که فقط به محرک خارجی واکنش نشان می دهد و به تنهایی نمی تواند عملکردی را آغاز کند

ویکی واژه

شیئی که فقط به محرک خارجی واکنش نشان می‌دهد و به‌تنهایی نمی‌تواند عملکردی را آغاز کند.

جمله سازی با شیء منفعل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه همین فلک خجل شد ز کف نیاز عشقم که ز سجده‌های شوقم شده منفعل زمین هم

💡 گرامشی علاوه بر مقایسۀ انقلاب فرانسه با مورد ایتالیا، همچنین فاشیسم ایتالیایی را نیز با مفهوم انقلاب منفعل مرتبط می‌سازد.

💡 بهار در پس دیوار باغ پنهان شد ز بس که منفعل از چشم خونفشان من است

💡 منفعل نشود بلكه خود را ناچار مى بيند به اين كه از جامعه پيروى كند حتى در اين دوحال كه گفته شد فعل و انفعال اجتماع شعور و فكر را از افراد و اجزا خود سلب مى كند.

💡 پس از ساخت یک ساختار اتمی دقیق، برای جلوگیری از واکنشهای اضافی ناخواسته، ساختار باید منفعل شود.

💡 زان جسته‌ جسته‌، جسته و ناجسته منفعل زان رفته رفته‌، رفته و آینده شرمسار

هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز