لغت نامه دهخدا
شوره دادن. [ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) پدید آمدن شوره ( جسم نمک مانند ) در روی جسمی. شوره پس دادن جسمی:
سختیان را گرچه یک من پی دهی شوره دهد
ز اندکی چربو پدید آید بساعت در قصب.ناصرخسرو.
شوره دادن. [ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) پدید آمدن شوره ( جسم نمک مانند ) در روی جسمی. شوره پس دادن جسمی:
سختیان را گرچه یک من پی دهی شوره دهد
ز اندکی چربو پدید آید بساعت در قصب.ناصرخسرو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنان کز نم هوا به بهار شوره گلزار و باغ گلزار است
💡 مکن با بدان نیکی ای نیکبخت که در شوره نادان نشاند درخت
💡 بر زمین شوره چون تابید هور می نبینی اندران جز خاک شور
💡 چونک تخم نسل را در شوره ریخت او به خویش آمد خیال از وی گریخت
💡 آب ابر است کزاو شوره فرات انگارند تاب مهر است کز او غوره منقا بینند
💡 از طینت زاهد می خشکی نبرد بیرون این شوره زمین هرگز گلزار نمی گردد