لغت نامه دهخدا
شورتاغ. ( اِ مرکب ) چوب زردرنگ. ( آنندراج ). قسمی از چوب زرد. ( ناظم الاطباء ). || یک قسم گیاه زردی که در ریگستان روید. ( ناظم الاطباء ).
شورتاغ. ( اِ مرکب ) چوب زردرنگ. ( آنندراج ). قسمی از چوب زرد. ( ناظم الاطباء ). || یک قسم گیاه زردی که در ریگستان روید. ( ناظم الاطباء ).
چوب زرد رنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وانگه از شور شراب آن کیقباد مست و لایعقل در آن محفل فتاد
💡 بفرمود تا دار برپا کنند جهان را پر از شور و غوغا کنند
💡 دلهای صیقلی بود آیینه دار حسن آیینه چشم شور بود در دیار حسن
💡 شب تیره تا روز بنمود هور بدینگونه در دل همی داشت شور
💡 چو حلقه به گردش در آمد به شب نه آواز کوس و نه شور و جلب
💡 جهان را فتنه بود آن غیرت حور ز شیرین شکر او مصر پر شور