شریف پای سوخته
لغت نامه دهخدا
شریف پای سوخته. [ ش َ ف ِ ت َ / ت ِ ] ( اِخ ) نام شاعری که در فیه مافیه ( ص 91 ) رباعی زیر از وی نقل شده است:
آن منعم قدس کز جهان مستغنی است
جان همه اوست او ز جان مستغنی است
هر چیز که وهم تو بر آن گشت محیط
او قبله آن است و از آن مستغنی است.
رجوع به ص 301 همان مأخذ شود.
جمله سازی با شریف پای سوخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هم چو مجنون با خیال روی لیلی ساخته هم چو وامق در فراق روی عذرا سوخته
💡 برق سودای تو در پرده اندیشهٔ ما کس چه داند که چها سوخته یا میسوزد
💡 ای بی خبر، از حال چه گویم به تو این حال دانی که ندانند غم سوخته خامان
💡 تپه شهر سوخته ۵۱ مربوط به هزاره سوم و ۲ قم است و در شهرستان زابل، بخش شیب آب، ۵/۶ کیلومتری شرق جاده واقع شده و این اثر در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۱۴۲ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 تپه شهر سوخته ۲۵ مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان زابل، ۵ کیلومتری جنوب غربی پایگاه شهرسوخته واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۴۹۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 سوخته کوه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان آستانه اشرفیه در استان گیلان ایران است.