لغت نامه دهخدا
شتربالوغ. [ ش ُ ت ُ ] ( اِ مرکب ) پشکل شتر. ( ناظم الاطباء ). شتربلوک. شترپلوک. ( فرهنگ شعوری ج 2 ص 151 ).
شتربالوغ. [ ش ُ ت ُ ] ( اِ مرکب ) پشکل شتر. ( ناظم الاطباء ). شتربلوک. شترپلوک. ( فرهنگ شعوری ج 2 ص 151 ).
پشکل شتر شتر بلوک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یافت شتر کان گلهٔ سست پی سخت شدستند هراسان ز وی
💡 هژبر روز هیجا گرد پر دل که باشد پیل پیش او شتر دل
💡 روز دیگر به کرم داری پشت کرد محکم، شتری دیگر کشت
💡 ای شتر دل که زیر بار فراق طالب وصل یار خویشتنی
💡 خیز بیار آن شتر بردبار تا کشدم رخت سوی کوی یار
💡 نگار من شتر انگیخت رو به حجره من پذیره شترش رفت جان ز حجره تن