لغت نامه دهخدا
شاهنشاه روی زمین. [ هََ هَِ ی ِ زَ ] ( اِخ ) این ترکیب به عنوان لقب برای هلاکو در مکاتبات با الناصر حکمران حلب به سال 657 هَ. ق. به کار رفته است. ( الالقاب الاسلامیة ص 354 ).
شاهنشاه روی زمین. [ هََ هَِ ی ِ زَ ] ( اِخ ) این ترکیب به عنوان لقب برای هلاکو در مکاتبات با الناصر حکمران حلب به سال 657 هَ. ق. به کار رفته است. ( الالقاب الاسلامیة ص 354 ).
💡 بر یاد روی ماه من باشد فغان و آه من بر بوی شاهنشاه من هر لحظهای حیران من
💡 او زیج شاهنشاهی ( کتابی شامل نام و موقعیت ستارگان ) که آخرین بار الغ بیگ نوشته بود را تکمیلتر کرد.
💡 شاه را خواهی که بینی، خاک شو درگاه را ز آبرو آبی بزن درگاه شاهنشاه را
💡 چون جام بر دستم دهی، باید که بوسم در دهی تا من کنم ساغر تهی، بر یاد شاهنشاه یل
💡 تخت شاهنشاه ایرانست گفتی آسمان بسکه از انجم درو در خوشاب آمد پدید